| یادبودچهارمین سال درگذشت زنده یاد سید عبداللطیف هاشمی از قلم استاد اردشیر کشاورز |
| ساعت ۸:٠٤ ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: اردشیر کشاورز ، سید بابا علی همدانی ، سید بابا منصور ]وه ، سید عبدالقادر هاشمی |
|
خانواده اش با التفات همیشگی خود به یاریم آمدند تا با هم صدا به گریه بلند کنیم و دیگر بستگان آن وجود نازنین از برادر و خواهر که همراهی مان کردند . صبحی که پیکر عبدالللطیف را جهت خاکسپاری در آرامگاه خانوادگی در دولت آباد راهی کرده بودند ، آن جماعت انبوه در اطراف بارگاه شیخ رسول گرد آمده بودند ، شأن عبداللطیف و عظمت روح خاندانش آن جمع را برپای داشته بود ، و اینک او نیز رفته بود که در جوار پدرانش ، عمو و بنی اعمام و در کنار استاد اعلم سید طاهر، آقا سید علی ، آقا سید شیخ عبدالقادر و شادروان سید فاتح و دیگرانی که از آن خاندان عصمت و طهارت که یادگارانی از تاریخ می نمودند ، در آرامگاه حضرت سید رسول حسینی برای همیشه بیارامد . و در این اندیشه بودم که شاید یک سالی بیشتر بود که مرحوم آقا سید عبدالقادر ، در مجلس سوگواری فرزند جناب برهان خان بهرامی کمانگر ، ضمن ابراز لطف و محبت به نگارنده فرمودند : «به اتفاق عبداللطیف و یاسر بیایید شما را ببینم» . قطعا مطالبی به نظرشان رسیده بود که می بایست پیرامون بقعه ی سید رسول سولجی و خاندنشان در آن مکان متبرک تذکر دهند ، چون ریشه خانوادگی این خاندان مکرم از قرون اولیه اسلامی معطوف بوده است . ذراری سیّده النّساء العالمین زهرای اطهر سلام ا... علیها و حضرت امام هفتم ، امام موسی کاظم علیه السّلام برخی از اعلام این خاندان با کرامت و سرحلقه ی اردتمندان آل رسول رب العالمین صلی ا... علیه و آله ، که مهاجر از مدینه ی طیبه به ایران بوده اند ؛ سید بابا منصور آوه (آواه نیز گفته و نوشته اند ، اما درست آن آوه است بر وزن ساوه و دیهی ، روستایی ، مکانی ، یا شهری تاریخی در جوار ساوه که در پاره ای از کتابهای تاریخی ساوه و آوه را با هم آورده اند ؛ شاید زرند کنونی و شاید هم نه) ؛ مشهور به سید بابا منصور زرندی است که در زمان آل بویه حضورش را شاهان بویی گرامی داشته ، در منطقه زرند از قرای ساوه مکانی داده و بنابر بعضی قرائن و نشانه ها ، معاصرِ سیّد مرتضی و شریف رضی بوده است ، ودیگر سیّد باباعلی همدانی که او نیز اولین کسی است که از این خاندان جلیل القدر از زرند ساوه به همدان هجرت کرده ، و سوّم سیّد عیسی برزنجی فرزند سیّد باباعلی همدانی است که اولین کسی است که از این خاندان قریه برزنجه از توابع شهرزور کردستان شمالی را مکان خود قرار داده است و لذا سادات برزنجیه ، از این شجره در مدینه منوره ، عربستان ، عراق ، سوریه ، ترکیه ، و ایران از نوادگان آن بزرگوار هستند . شجره ی طیبه ی سادات هاشمی منظوم و به زبان عربی توسط علامه سید شیخ معروف نودهی آورده شده است . در کتب مختلف از جمله تذکره ی بنه ماله ی زانیاران ، مرحوم ملا عبدالکریم مدرس بغداد به شرح حال برخی از اعلام آنان که از علم داران علم و عرفان در ایران و عراق بوده اند پرداخته است . سید شیخ رسول حسینی الهاشمی که شجره مبارکه با نام معظم له آغاز می گردد نیز اولین کسی است که از این خاندان با اصحاب و طلاب علوم دینیه و مریدان منسوبین به دولت آباد روانسر هجرت نموده و آن روستا و قراء همجوار را خریداری کرده و به سال 1271 هجری قمری مجموعه علمی و عرفانی شامل مسجد ، مدرسه علوم دینیه و حسینیه و خانقاه معروف دولت آباد را احداث نموده اند . حضرت سیّد رسول هاشمی در روزگار خود از کبار علمای عرفان و دین و اعلم و سرآمد همگنان به شمار رفته و مرجع امور عامه ی محل بوده است و در سلسله ی قادریه شیخ طریقت بوده و مبلغین شریعت مطهره را گرامی داشته و سالکان طریقت را احترام می گذاشته و ملجاء دوستداران حقیقت بوده است . استاد سیّد طاهر هاشمی می فرمودند: «تکیه ای که مرحوم جد ما سیّد رسول قدّس سره در دولت آباد تاسیس کرده اند ، از بدو احداث ، میعادگاه عاشقان و دلباختگان سیر و سلوک بوده و در این تکیه ، در روزهایی از ماههای ربیع الاول ، ربیع الثانی ، رجب و شعبان و رمضان و محرم و در پنجشنبه های هر هفته مراسمی برپا بود و قربانیها و نذوراتی می شد و مردم منطقه از آن نصیبی داشتند و این سیره تا امروز نیز همچنان ادامه دارد». و بر همین قیاس و روش بود که آقا شیخ عبدالقادر و سیّد عبداللطیف از این فریضه مهم غفلت نمی کردند و در کرمانشاه به اتفاق فرزندان به این امر مبادرت می کردند . عبداللطیف که بسیار مورد علاقه ی عموی بزرگوارش استاد سید محمدطاهر هاشمی بود مضاف بر این مورد نمونه ، کرامتهای انسانی بسیار فراوان دیگری نیز داشت ، از جمله اینکه کتب ارزشمند و کمیاب منابع تاریخی و علمی را خریداری و به کتابخانه صداوسیما اهدا می کرد ، آن هم در زمانه ای که کمتر کس و یا کسانی بر این روش و مسلک بودند. به پاسداشت ویژگی های روحی و معنوی و ابعاد والای شخصیتی ایشان در بعد از ظهر بیست و یکم آذر ماه یکهزار و سیصد وهشتاد و شش در مسجد جامع شافعی شهر کرمانشاه ، تکلیف شد تا نگارنده چند دقیقه ای اوقات بزرگواران حاضر در مسجد را که جهت بزرگداشت تسلی فقدان استاد سید عبداللطیف هاشمی حضور یافته بودند ، مکدّر ساخته و تصدیع فراهم کند. از کرامتهای بزرگان این خاندان و شوق عبداللطیف به دانستن و تشنگیِ خدمت علمی و عنایت سادات بزرگوار هاشمی به جامعه خود بر همین روش و مبنا مطالبی چند گفته شد . زنده یاد استاد سیّد عبداللطیف هاشمی فرزند سیّد شیخ عبدالقادر فرزند سیّد قیدار «سیّد الدوله» هاشمی مسند نشین تکیه و خانقاه دولت آباد و بنیانگذار دومین حکومت محلی دینی پس از آیت الله آل آقا در غرب ایران و حاکم جاف و جوانرود ؛ فرزند شیخ عبدالقادر ابن شیخ رسول از سلسله ی ساداتِ هاشـمی سولجی برزنجی از نوادگان امام اسماعیل محدث ابن امام موسی کاظم علیهما السلام بود . یادش گرامی و روانش با اجداد طاهرینش محشور باد چند بیت از سروده های زنده یاد استاد سید عبداللطیف هاشمی در نعت حضرت سید الشهداء حسین ابن علی (ع) ئامان یا حوسه ین ئامان یا حو سه ین ده سمه دامانت ئامان یا حو سیه ن ئامان یا حو سه ین سالاری پاکان گیانم به فیدات شای سینه چاکان فه رزه ندی عه لی یا زاده ی به تول یا نور دیده ی بی گه ردی ره سول یا حو سه ین ئامان شاهسواری دین جی نشینی راد فخر المرسلین سوینت به لیوی شه قاری ئه کبه ر به سینگی پر تیر زامداری ئه صغه ر به ره حمو ئیدراک سه قای که ر به لا عه بباسی عه لی نووری ته جه للا بگه ره فریام به د ناوی ده ورم ئه سیری داوی نه فسی پر جه ورم یا حوسه ین نازت ره وای ره سوله داوات له پیشگای حه ی دا قه بوله من که ر و لال و به ندی و بی که سم شوره سوار ئامان توی فریاد ره سم |
|
| شجره ی طیبه ی حضرت سیدشیخ رسول هاشمی الحسینی دولت آباد روانسر |
| ساعت ۱٢:۳٤ ق.ظ روز شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸۸ کلمات کلیدی: سادات هاشمی ، شیخ رسول دولت آباد ، حضرت ختمی مرتبت |
|
|
| نقد ناتمام (نقدی بر تاریخچه ی رادیو کردی کرمانشاه) |
| ساعت ۱:٤٤ ق.ظ روز دوشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٧ کلمات کلیدی: رادیو کردی کرمانشاه ، سید عبداللطیف هاشمی ، سید ابراهیم ستوده ، سید محمد طاهر هاشمی |
|
|
|
| سید قیدار «سید الدوله» هاشمی |
| ساعت ٢:٢٤ ق.ظ روز شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸٧ کلمات کلیدی: سید قیدارهاشمی ، سالارالدوله قاجار ، شیخ حسین سوله ، سید الدوله هاشمی; |
|
حضرت شیخ عبدالقادر ابن شیخ رسول دولت آباد ،دارای چهار فرزند پسر به نامهای سید شیخ احمد ، سید بابا علی ، سید بابا رسول و سیدشیخ قیدار بودند . سید بابا علی و سید بابا رسول مدتی بعد از مرگ پدر و در عنفوان جوانی به دیار باقی شتافتند و در ایوان مقبره ی دولت آباد به خاک سپرده شدند . شیخ سید احمد طریق سیر و سلوک را برگزیده بود ، در طریقت هم با پدر ش بیعت کرده بود و هم خلیفه ی بلا واسطه ی حضرت شیخ حسن (پیر قره چی وار) بود . شیخ سید احمد بعد از گذشت مدتی کوتاه دولت آباد را ترک و به منطقه ی بابا حیران روانسر رفته و روستاهایی را در آن منطقه خریداری نمود و پس از مدتی روستای تم تم روانسر را خریداری کرده در آنجا تا آخر عمر به تکیه داری و خدمت دراویش و سلوک در امور معنوی ادامه داد تا در سال 1325 هجری قمری در سن 60 سالگی به سرای باقی شتافت و پیکر مطهرش جوار مقبره ی حضرت شیخ رسول دولت آباد به خاک سپرده شد . در هنگامی که مرحوم شیخ سید احمد دولت آباد را ترک نمود ، فرزند کوچک حضرت شیخ قادر دولت آباد ، آقای سید قیدار حدود 10 سال از عمر مبارکش می گذشت که در همین سنین کودکی بر مسند شیخ دولت آباد نشست و با لیاقت خارق العاده ای که در ضمیر او بود و همچنین حمایت والده ی مکرمه اش آسیه خاتون (صبیه ی ابراهیم پاشا ی باجلان) خصلتهای بالقوه ی درونی را بالفعل گردانید به گونه ای که آوازه ی شهرتش در تمام منطقه ی غرب ایران طنین انداز شد . آورده اند که : در زمان حیات حضرت شیخ قادر مرحوم حاج بهار علیشاه یزدی خاکسار پیر وقت سلسله ی علیه ی صوفیه ی خاکساریه به واسطه ی دوستی عمیقی که با شیخ داشت ، هر سال چند هفته ای را از یزد به دولت آباد سفر می نمود و میهمان مجموعه ی علمی و عرفانی شیخ قادر بود . پس از رحلت شیخ قادر و بر جایگاه نشستن سید قیدار ، در سفری که بهار علیشاه خاکسار به دولت آباد روانسر می نماید ، سید قیدار 10 ساله سوارانی را با احترام تمام تا چند فرسخی دولت آباد به استقبال ایشان می فرستد و به رسم پدر ، خانه ی پدری را که در باغ دولت آباد بنا شده بود به طور کامل در اختیار ایشان قرار می دهد و هر آنچه که پدر برای این میهمان بزرگوار فراهم می نمود به همراه خدمه و مستخدمین کافی ، در اختیار وی قرار می دهد . حضرت بهار علیشاه در هنگام بازگشت به یزد خطاب به سید قیدار می گوید : الحمد لله اجاق حضرت شیخ قادر روشن است . آوازه ی شهرت سید قیدار ابن سید عبدالقادر ابن شیخ رسول دولت آباد در علم و فضل و دانش و فصاحت و سخاوت و شجاعت با عنوان جانشین پدر و جد بزرگوارش به حکام حکوت مرکزی ایران می رسد و شاه ایران طی دستخطی به و سیله ی حاکم کرمانشاهان ، لقب (رئیس الاشراف) را به خلعت به حضورش می فرستد که بسیار کم از این لقب استفاده شده است . با رشد و نبوغ دینی و معنوی حضرت سید قیدار و حسن مدیریت او بر مدرسه ی علوم دینیه ، تکیه ، مسجد و کتابخانه ی حضرت شیخ رسول و شیخ قادر ، دولت آباد از هر نظر به کمال می رسد و رونقی مثال زدنی می یابد تا جایی که مرکز تصمیم گیری های سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و عشایری منطقه می گردد . سید قیدار در این هنگام از سوی حکوت ایران ملقب به «سیدالدوله» می شود . ( از مرحوم شیخ عبدالقادر فرزند مرحوم سیدالدوله بارها شنیده ام که : پدرم همیشه می فرمود لقب سید الدوله از القاب دیگر برایم خوشایند تر بود) . مرحوم سید قیدار «سید الدوله» آنقدر در میان خواص جامعه و حکومت وقت معروف می شود که در زمان حکومت شریف الدوله بنی آدم در کردستان به حکومت جاف و جوانرود منصوب می گردد . اما تصدی حکومت تنها ذره ای در مدیریت ایشان بر دستگاه علمی و عرفانی دولت آباد و امور معنوی وی ایجاد اشکال نمی کند و او با درایت هرچه تمام تر طریق اجدادی خود را نیز در کنار حکمرانی ادامه می دهد . تکیه و خانقاه سیدالدوله همواره پناهگاه امنی برای بی پناهان و فقرا و مساکین به ویژه مریدان و منسوبین اجداد اطهرش بود . در این زمان رجال سیاسی ، فرهنگی و طریقتی و خاص و عام مردم به دولت آباد روی می آورند و همگان با احترام پذیرایی و میهمان نوازی می شوند از آن جمله اند : مبارز سیاسی و ادیب معروف ابوالقاسم لاهوتی که مشاعره ی وی با مرحوم سید الدوله معروف است و نیز از شخصیتهای عرفانی و طریقتی مشایخ طریقه ی علیه ی قادریه و نقشبندیه در کردستان ایران و عراق ، حاج بهار علیشاه یزدی خاکسار ، عارف علیشاه نعمت اللهی و از رجال و حکام سیاسی کردستان مرحوم آصف اعظم و وکیل کردستان و از رجال وقت کرمانشاهان امیر کل زنگنه و بزرگان کلهر را می توان نام برد . «سیدالدوله» همچون پدر و جد بزرگوارش در میان عشایر غرب ایران دارای نفوذ بسیاری بود و در اتحاد و رفع کدورت میان ایلات و طوایف ، هم در میان خودشان و هم با حکومت وقت ایران نقش موثر و عمده ای داشت تا حدی که به جرأت می توان گفت : نهضت مشروطه ی ایران در پیوستن «سالار الدوله قاجار» به «یار محمد خان» سردار ملی کرد ، مرهون زحمات و تلاشهای مرحوم «سید الدوله هاشمی» است . در پایان سلطنت قاجاریه بر ایران و به وجود آمدن آشوبها و بلواهای ملوک اطوایفی و همچنین برخی انتقام جویی ها و حسادتهای سران ایلات و طوایف همجوار با حکومت سید الدوله ، دولت آباد مورد تاخت و تاز و غارت سواران اردوی عباس خان سردار رشید اردلان و قاسم خان سنجابی قرار گرفت . سید الدوله به ناچار منطقه را ترک نموده و به سوی سوله ی مبارک عزیمت می فرماید که پس از ترک منطقه توسط وی و فرزندانش تمامی روستاهای ما یملک ایشان توسط اردوی سنجابی ها سوزانده شده و تمام دارایی های ایشان به یغما برده می شود . از آن جمله کتابخانه ی عظیم ، نفیس و معروف حضرت شیخ رسول دولت آباد بود که در میان شعله های آتش چپاولگران سوخت . مرحوم استاد علامه سید محمد طاهر هاشمی در این خصوص می گوید : «سواران عاری از معلومات سنجابی در حمله به دولت آباد و حکومت پدرم بردند و سوختند و رفتند» از فرزندان حضرتش که به صدق در گفتار معروفند نقل شده که : پدرمان دستور فرمود « به هیچ چیز دست نزنید و بگذارید هر آنچه که هست ببرند» ، «تا نگویند قیدر چیزی نداشت» ما هم حسب دستور ایشان فقط جواهرات بانوان حرم را با خود بردیم . پس از ورود به سوله به یکباره دل از امور دنیوی بر می کند و با پسر عمه ی بزرگوارش حضرت پیر کامل «شیخ حسین سوله» معروف به «شیخ حسین چرچه قلا» بیعت می کند و خلافت ایشان را هم به مسند نشینی حضرات شیخ رسول و شیخ قادر دولت آباد می افزاید . سید قیدار «سید الدوله» در همان دو سه سالی که در سوله بود از سوی حضرت شیخ حسین بشارت داده شد به اینکه در دیانت به درجه ولایت رسیده و جایگاه معنوی شیخ رسول دولت آباد را چهل روز پیش از وفاتش کسب می نماید همچنین نوید یک یا دو بار زیارت حرم حضرت سلطان الاولیاء ، غوث الاعظم عبدالقادر گیلانی را به او می دهد و می فرماید چنانچه ده سال هم در زندان به سر برد خداوند با اوست . «سید الدوله» در زمان اقامت در کردستان عراق با بزرگان آن سامان از جمله خانواده ی حضرت «کاک احمد شیخ » مخصوصا شیخ محمود ملک (نه مر) ارتباطی نزدیک دارد به صورتی که شیخ محمود به محض ورود «سید الدوله» به کردستان برای خوش آمد گویی به وی برایش خلعت شاهی می فرستد . از مرحوم حاج شیخ نجم الدین وارسته حسینی (ازگله) که در آن هنگام همراه سید الدوله بوده نقل شده : «هنگامی خلعت ملک محمود نه مر که شامل یک سینی لیره عثمانی طلا و یک عبا بود به حضور مرحوم سید الدوله رسید ، سید الدوله فرمود : بحمدالله نیازی به زر و سکه ندارم ، عبای شیخ محمود هم برای من کوتاه است فقط یک سکه را به خاطر روح حضرت کاک احمد به عنوان تبرک می پذیرم و خلعت را با احترام خاصی پس فرستاد . هنگامی که به سوله برگشتیم حضرت شیخ حسین سوله پیشواز مرحوم سید الدوله آمد و با خرسندی تمام از برخورد سید الدوله با خلعت شیخ محمود ، سه بار فرمود الحمد لله که نزد خانواده ی حضرت کاک احمد آبرویمان را حفظ کردی . بدون اینکه کسی چیزی به شیخ گفته باشد» . پس از دو یا سه سال اقامت در سوله ی مبارک بنا به پیشنهاد حضرت شیخ حسین به دولت آباد باز می گردد و دو باره دولت آبادی می سازد مانند قبل. با ورودش به خاک وطن تمام ایلات و عشایر و طوایف مختلف ، مریدان و منسوبین از هر سو به استقبالش می آیند . به گفته ی افرادی که در آن مراسم حضور داشته اند مراسمی به این با شکوهی در منطقه تا آن روز بی سابقه بوده است . «سید الدوله» در سال 1310 هجری شمسی در قلعه ی جوانرود به دستور احمد آقا خان سپهبد به همراه فرزندش آقا سید علی هاشمی و دیگر سران عشایر دستگیر شد اما باز هم در نهایت عزت و احترامی که شایسته ی شخصیت اعلای «سید الدوله» بود با دستانی باز و سواره روانه ی زندان نظمیه می شود و به صورت زندانی ویژه ای در نمازخانه ی شاه عباس در گنبد ذخیره اصفهان گرفتار می آید با احترامی که همواره دو نفر از زندانیان سران عشایر منطقه با انتخاب شخص ایشان به عنوان خدمتگذار و برای انجام امور شخصی وی در محبس تعیین و در خدمتش بودند . شخص سید الدوله هم اجازه داشت که صبح ها از زندان بیرون رود و شب به آنجا باز گردد بدین گونه ده سال تمام در زندان جور رضا خان محبوس می شود . همان ده سالی که پیر کامل در سوله خبر از اسارت سید الدوله داده بود . سرانجام در شهریور ماه 1320 از بند رهایی یافت و به کرمانشاه بازگشت . مرحوم سید قیدار در مدتی که در اصفهان زندانی بود نام شناسنامه ای یا همان «سجل» هاشمی را برای خود و فرزندانش انتخاب فرمود .
نمازخانه شاه عباس (گنبد ذخیره) اصفهان ، محبس حضرت سیدالدوله هاشمی 1320 - 1310 باز هم از فرزندانش نقل شده که : پدرمان پس از رسیدن به کرمانشاه سوگند یاد کرد تا دولت آباد را دوباره مانند گذشته احیا نکند به آنجا نرود . رونق دوباره دولت آباد چند ماهی به طول انجامید و مرحوم سید قیدار در این مدت چند ماهه در شهر کرمانشاه و در هتل بیستون فعلی اقامت گزید . وی در کنار تمام استعدادهای خدادادی علم و فضل و دانش و تقوی به شعر و ادبیات به ویژه ادبیات فارسی بسیار علاقمند بودکه دیوان اشعار کم نظیرش موجود است . قصایدی که در نعت حضرت فخر عالم محمد مصطفی (ص) ، حضرت علی (ع) و سلطان الولیا حضرت عبدالقادر گیلانی قدس الله اسراره سروده نمونه هایی از این اشعار بی نظیر است . حضرت سید شیخ قیدار «سیدالدوله» هاشمی سه سال پس از بازگشت به دولت آباد در ماه ذی القعده ی سال 1363 قمری هجری برابر با آبان ماه 1323 شمسی در سن 63 سالگی به دیدار معبود شتافت و در صحن مقبره ی حضرت شیخ رسول دولت آباد و در کنار پدر به خاک سپرده شد رحمه الله علیه و علی آبائه الطاهرین .
|
|
| حضرت شیخ عبدالقادر حسینی هاشمی |
| ساعت ۱:۱٩ ق.ظ روز دوشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸٧ کلمات کلیدی: حضرت شیخ عبدالقادر حسینی هاشمی ، شیخ قادر شیخ رسول دولت آباد ، شیخ رسول سوله ای |
|
حضرت شیخ عبدالقادر حسینی هاشمی ، مشهور به شیخ قادر شیخ رسول دولت آباد ( رضی الله تعالی عنهما) فرزند حضرت شیخ رسول سوله ای (دولت آباد) در سال 1260 قمری متولّد شد .
از همان ابتدای طفولیّت تحت تعلیم و تربیت و توجّه خاصّ پدر بزرگوارش نشأط یافت ، در سال 1295 قمری پس از رحلت پدر جانشین خلف وی گردید و تصدّی دستگاه علمی و عرفانی حضرت شیخ را که شامل مدرسه ی مبارکه ی علوم دینیّه ، تکیه و خانقاه ، مسجد و مقبره دولت آباد روانسر است را عهده دار شد .
حضرت شیخ قادر دولت آباد علاوه بر اشتغال و تبحّر در امور سیر و سلوک و طریقت و شریعت از علوم مختلفه کاملا آگاه و مسلّط بود .
ایشان دارای ذوقی ادبی عرفانی بود و گهگاه اشعاری هم می سرود . از سروده های ایشان است :
غلام حضرت غوثم اگر چه مبتدیم هزار منتـهیان ریزه خوار بـر خوانـم و ایضا :
چه غم دارم از هول گور و نکیر امامم علـی باشد و غـوث ، پـیـر
همانند اجداد پاکش حبّ اهل بیت (ع) و حضرت غوث الأعظم امام عبدالقادر گیلانی (قدّس الله اسراره) را در دل داشت ، شیفتگی ایشان به جدّ بزرگوارش سبط شهید حضرت حسین بن علی (علیهما السّلام) ، مشهور است .
مانند والد مکرّمش دارای نفوذی بسیار در میان خاص و عام مردم ، ایلات و عشایر و حکومت وقت مملکت بود ، با وجود احترام در نزد حکما و امرا عزّت نفس موروثی را به کنار ننهاد ، چرا که فرزند شیخی بود که در قبال هدیه ی فرستاده شده از سوی ناصرالدّین شاه قاجار پس از پذیرش نماینده ی شاه با خوشرویی و نهایت مهمان نوازی و پس فرستادن هدیه فرمود :
ما آبروی فقر و قناعت نمی بریم ، به سلطان بگو روزی مقرّر است
در اطعام فقرا و دراویش و اهل علم و رسیدگی به امور آنها همچون پدر بزرگوار و دیگر اجدادش ، از آن که شایسته بود ، دریغ نورزید .
با موفقیّتی تمام قلمرو ارشاد پدر را بدون کم و کاست اداره نمود ، در دلیری و رشادت ، زیبایی صورت و سیرت و بلندی قامت زبانزد بود و چون بنده ی خدا بود ربّ العزّه هم ابهتی به ایشان عطا فرموده بود تا جایی که وقتی برای تعیین حدود املاکش با املاک خوانین و بیگ زادگان باباجانی به آنجا رفته بود مرحوم حبیب اله بیگ ، رییس آن ایل که مردی متدیّن و قدرتمند و شجیع بود قبل از آنکه شیخ از مرکب پیاده شود به احترام جد و پدرش و به احترام مقام عرفانی شیخ بوسه بر پایش که در رکاب بود زد و گفت : قربان ، هر جا شما تعیین کنید آنجا مرز است .
کما فی قول النّبی (صلّ الله علیه و آله و صحبه و سلم) مرد کامل بود چرا که بال دینش تمام و با قوت بود و بال دنیاییش هم هکذا .
بر مسند پدر خوش درخشید امّا دولت خدمتش مستعجل بود ، در سال 1309 قمری در سنّ 49 سالگی به دیدار معبودِ معشوق شتافت و در مقبره ای که خود بر مزار پدر بنا نهاده بود ،در کنار حضرتش به خاک سپرده شد .
رحمه الله تعالی علیه و علی آبائه .
|
|
| بو باره گای مه له کوتی حه ضره تی شیخ ره سولی ده وله ت ئاوا (قدس سره الشریف) |
| ساعت ۱:٢٦ ق.ظ روز پنجشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٦ کلمات کلیدی: |
|
بو باره گای مه له کوتی حه ضره تی شیخ ره سولی ده وله ت ئاوا (قدس سره الشریف)
کرماشان ـ 5 و 6 اردیبهشت 1372 شمسی ئه ی پیره که ی ده س گیره که ی ده رد ئاشنا با بی مه ده د ئه ی شاهه که ی پر جاهه که ی ملکی صه فا با بی مه ده د به د نـاوه که ی روخاوه که ی دل پـــر لــه ئــاهو ئـاگرم خوه ش ناوه که ی خاوه ن که ره م ، مه ردی خودا با بی مه ده د که و تومه داوی نه گبه تی ، ریگه ی نه جاتم لی ونه ده ردو ده وام خاکی ره هت ، نوری هودا با بی مه ده د زارو ضه عیفو ناته وان ، خو بومه ته تانه ی که سان بو ریزه خواری خوانه که ت ، سه د مه رحه با با بی مه ده د روتو ره جالو پی په تی ، شه وقی حه یاتم لا نه ما گیانم فیدای ئحسانه که ت ، شه وقی به قا با بی مه ده د که س وا نه ما روی تی نه که م بو مه رهه می زامی ده رون نازت ره وای ده رگای خودا ، هه م بو ده وا با بی مه ده د حه یفی سه گی ئاسانه که ت ئاوا هه ژارو ده ربه ده ر ئه ی با ره گاهو ده رگه هت جیی بی نه وا با بی مه ده د گش ناکه سیکت کرده که س ، خار بو به گول ، گول بو به خه س هه مکه ی که سم ، من بوچ وه ها ؟ فریاد ره سا با بی مه ده د سید عبداللطیف هاشمی |
|
| حضرت سید رسول هاشمی حسینی (شیخ رسول دولت آباد) |
| ساعت ٧:٥٠ ب.ظ روز پنجشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٦ کلمات کلیدی: |
|
سلسله ی سادات سوله ای ( به تلفظ واو « O » ) که در منطقه ی کردستان عراق و کرمانشاهان ایران سابقه ی استقرار و ارشاد دارند ، سلسله ای از سادات و مشایخ برزنجی قادری هستند . آنان از نوادگان سید یاسین فرزند سید قلندر فرزند سید عبدالسید فرزند سید عیسی الاحدب فرزند سید حسین فرزند سید ابایزید فرزند سید عبدالکریم قطب فرزند حضرت سید عیسی برزنجی معروف به شیخ عیسی برزنجه هستند و مسقط الرأسشان سوله ی قره داغ واقع در جنوب سلیمانیه است . سوله در لغت به معنی شوره زاری است که در نواحی کوهستانی و جنگل قرار دارد . سادات هاشمی سوله ای دولت آباد «در سال 1268 ه ق که میرزا جعفر خان مشیرالدوله به منظور حل اختلافات مرزی به حدود عراق سفر نموده به خانه حضرت شیخ رسول وارد شده و طبق اسناد موجود تأیید نموده که اکثر محلات مذکور (ازگله ، سرقلعه و جگیران) خالی از سکنه بوده و شیخ آنان را آباد ساخته است . مفاد این نامه مدتی بعد به وسیله حاکمان کرمانشاهان به اطلاع ناصرالدین شاه قاجار رسیده و شاه هم آن اراضی را برای شیخ مباح و بلاجمع قرار داده است» .(1) که این خود نشانگر محبوبیت حضرت شیخ رسول (ره) در میان خاص و عام جامعه ی ایران آن زمان است . حضرتش در سال 1271 ه ق از منطقه ی مرزی ازگله به دولت آباد روانسر مهاجرت فرمود و اراضی دولت آباد و شاینگان که مشتمل بر چند روستا است را خریداری نموده و در آنجا ساکن گردید و کما فی السابق به عمران و آبادانی منطقه و احداث مسجد و مدرسه علمیه تاریخی و تکیه ی قادریه ی دولت آباد که هر سه مزین به نام مبارک شیخ رسول دولت آباد می باشند اهتمام می ورزد . چون متأسفانه در کتبی از افراد دیگری به عنوان مؤسس مدرسه علمیه دولت آباد روانسر نام برده شده لازم به ذکر این مطلب می دانم که تا آن زمان مدرسه علمیه ای در منطقه وجود نداشت و مدرسه علوم دینی دولت آباد اولین مدرسه ی منطقه بود و به دست مبارک حضرت شیخ رسول دولت آباد (ره) تأسیس شده است . حضرت شیخ رسول دولت آباد رحمة الله علیه همچون سایر مرشدان اهل طریق و سیر و سلوک که باید مرشدی اختیار کنند ، نزد شیخ قادر قازانقایه رحمة الله علیه تمسک نمود . البته به طور قطع ایشان نزد پدر بزرگوار خود یعنی شیخ مصطفی ابن حضرت ابوالاقطاب شیخ رسول سوله (شیخ رسول اول) هم طی طریق نموده اند اما چون نیت ایشان مانند سایر اولیاء الله و سالکان حقیقی قربتاً الی الله و دور از هرگونه تعصب بوده ، برای تکمیل مراحل سیر و سلوک تا رسیدن به مقام فنا فی الله ، مراحل نهایی را تحت تعلیم شیخ قادر قازانقایه گذرانده است . علاقه شیخ قادر به ایشان آنقدر بود که بسیاری از اوقات به سبب اینکه دختر شیخ قادر قازانقایه همسر شیخ رسول دولت آباد بود به آنجا سفر می نمود ، در باغی که اکنون نیز آثار آن باقی است ، مرید و مراد هر کدام به کشف کرامات یکدیگر می پرداختند و در آن مکان شیخ قادر شیخ رسول را فرمودند «کار تو نزد من تمام است» و این آخرین دیدار ایشان بود . حضرت شیخ رسول دولت آباد از همان ابتدای ورود به خاک ایران همواره مورد احترام سادات ، علما ، بزرگان و اهالی منطقه بود و دستگاه ایشان همیشه با مدارس علوم دینی آمیخته که آن دستگاه علمی _ مذهبی ملجاء عموم بوده و شرح کرامات و مقامات آن حضرت زبانزد خاص و عام است . حضرتش در میان عشایر و رؤسا و بزرگان نفوذ بسیار داشت و همواره کلامش در اتحاد ایلات و عشایر و رفع کدورت میان قبایل مختلف مؤثر بود . وی به شیوه ای مدبرانه مدرسه و مسجد را در کنار تکیه و خانقاه مدیریت و شریعت و طریقت را در کنار هم ترویج می فرمود . قلمرو ارشاد شیخ از کردستان عراق تا آذربایجان ، از سنندج تا کامیاران و بیلوار تا دولت آباد از سویی و از سوی دیگر از جوانرود و ثلاث تا ازگله و سرقلعه و جگیران و دشت ذهاب تا کرمانشاه را در بر می گیرد . وی عمر پر برکتش را در این راه سپری نمود تا اینکه در سال 1295 قمری به دیدار معبود شتافت و در همان دولت آبادی که جاودانگی و درخشندگی نامش به واسطه ی حضور حضرتش در آن منطقه است به خاک سپرده شد . مقبره ی متبرکه اش زیارتگاه خاص و عام است و تصدی و تولیت آستان مبارکش به دست نوادگان آن حضرت می باشد . ۱. این پاراگراف برگرفته از کتاب تاریخ تصوف در کرمانشاه است |
|
| لاوه کان |
| ساعت ۸:٥۱ ب.ظ روز سهشنبه ٩ بهمن ۱۳۸٦ کلمات کلیدی: سید یاسر هاشمی |
|
لاوه کان ئـه ی رولـه کانـی نیشتــــمان ، دژواه ری ری که ون با جی نه مینن ، بو به جی ماو ماره ری پر هه لیتو درکو داله و پــــر له پیچــو دولی قوول شاره زاو ئاگا نه بو بن ، روژی رونـاک ، تـــاره ری ریگه تان ریگه ی یـه کی ، هه م یه ک زبانی ، یه ک دلی یه ک نه بی هه ر میلله تی ، لیی تاشه وه ک دیواره ری یال به یالو ده ر به ده ر دوژمن له په ی به ختی گه له یاری ئـه نوینی که چی هاو قافله ی ئـه غیــــــاره ری لاوه کان مه رگی جوانی زوو ده گا ، سا غیره ته تـا جوانـن ری بـرن لاوی کــــه چـو ، بیــگاره ری کیـژه یا کــور ئه و که سه ی ئـاواته خوازی به ختی روون به ختو زانست پی که وه ن ، ئه ندیشه که ن گولزاره ری دا مه نیشن ده س به ئه ژنو ، هه ستنو کاری بکه ن قه ت مه بن بی کـاره یــــاران ، دوژمنی بیکـــاره ری ریگه تان هه ر چه ن بری ده س به ر مه ده ن ئه سپیکه شیت را بــوه ستـن سـل ده کا ، تــووربــــی ره شو هـه وسـاره ری ته جره به ی پیشینه تان با ری نوین بی بو ژیــان بی چرا سه ر ناکه ون هه لدیره ، نـزمو خواره ری سید عبداللطیف هاشمی |
|
| لابه ای به حضرت دوست |
| ساعت ۱:٤٢ ب.ظ روز شنبه ٦ بهمن ۱۳۸٦ کلمات کلیدی: |
|
سرایم چه تاریک و جانم چه سرد ندانــم هوس بـا روانم چه کـــــرد گـــــرفتـار مشتـی هوسـهای پـوچ ز خیـل ملائک روان کرده کـــــــوچ روانــــی کـــه یـــزدان ز نــــور آفرید تو گویی به ظلمت همی دررسید مگــــــر لطف یــــزدان دهد یـاریـــم رهــانـد ز گــــــــرداب بد کــــاریـم کنـون من نـدارم تــوان ای خـــدای کنـم حال خود را دگرگون به جای تــو از روی رحمت تــوانـــم بــــــده هر آن را که خواهی همانـم بده خدایا تــو خـالق و مـن بنــــــده ام ز تقصیــر بیشم سر افکنـــده ام مرا ذات پاکت بسی لطف و نــــــاز کنونـم به لطفی دگـــر کار ســاز چهل گر گذشته است زعمرم همی نبـودست خالــی ز لطفت دمی
تابستان ۱۳۷۰ هجری شمسی ـ سید عبداللطیف هاشمی |
|
| یه کیه تی (وحدت) |
| ساعت ۱۱:٢۱ ب.ظ روز جمعه ٥ بهمن ۱۳۸٦ کلمات کلیدی: |
دار ئه گه ر تاک و ته را بی بای له بن دینی شه ویکه ی به باغ و جه نگه لی چر، پر به رو به رهه م ده وییه کیه تی مه رهه م ، ده وای هه ر ده رده بی شک هه ور ئه گه ر یه ک نه بی ناگاته باران ، ره نجه زووخو جه وره به ر
تک تکی باران ئه گه ر یه ک گر نه بی سا چونه چون هه ل ده سوورینی په ره ی توربین و به ردی ئاشه کون ؟
هه ر وه کوو باران ده با یه ک گر هه مو یه ک پارچه بین نیشتمانمان ئاوه دان که ین دوژمنانی دل خه مین سید عبداللطیف هاشمی
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |






