حضرت سید رسول هاشمی حسینی (شیخ رسول دولت آباد)

سلسله ی سادات سوله ای ( به تلفظ واو « O » ) که در منطقه ی کردستان عراق و کرمانشاهان ایران سابقه ی استقرار و ارشاد دارند ، سلسله ای از سادات و مشایخ برزنجی قادری هستند . آنان از نوادگان سید یاسین فرزند سید قلندر فرزند سید عبدالسید فرزند سید عیسی الاحدب فرزند سید حسین فرزند سید ابایزید فرزند سید عبدالکریم قطب فرزند حضرت سید عیسی برزنجی معروف به شیخ عیسی برزنجه هستند و مسقط الرأسشان سوله ی قره داغ واقع در جنوب سلیمانیه است .

سوله در لغت به معنی شوره زاری است که در نواحی کوهستانی و جنگل قرار دارد .
سادات و مشایخ سوله ای منسوب به حضرت محی الدین ابومحمد شیخ عبدالقادر حسنی حسینی گیلانی غوث الاعظم «قدس الله سره العزیز» هستند .

سادات هاشمی سوله ای دولت آباد
جد اعلای این شاخه از سادات سوله ای حضرت شیخ رسول هاشمی حسینی معروف به شیخ رسول دولت آباد «قدس سره» (1200 قمری _ 1295 قمری) است . آن حضرت در سال 1248 ه ق از سوله ی قره داغ سلیمانیه به ایران مهاجرت فرموده است . ابتدا در قریه سفید برگ یا سپید برگ (سپی وه ر) واقع در اطراف جوانرود اقامت نموده و به ساخت مسجد و تکیه همت گماشت (که آثار بنای آن مسجد هم اکنون نیز باقی است) . پس از چند سال اقامت و ترویج شریعت و طریقت نبوی (ص) در سال 1256 ه ق از سفید برگ جوانرود به قریه ی ازگله که اکنون بخشی از شهرستان ثلاث باباجانی است و در نقطه ی مرزی ایران و عراق واقع شده است نقل مکان فرموده و در آنجا نیز به ساخت مسجد ، مدرسه علمیه و تکیه و خانقاه پرداختند که در آن مقطع مدرس مدرسه شریفه ی علمیه ی شیخ ، مرحوم ماموستا سید نصراله هانه سوره معروف به سید هانه سوره بوده . شیخ به محض ورود به آن منطقه برای گذراندن امور تکیه و مدرسه ، اراضی ازگله ، سرقلعه و جگیران را با اجاره بهای سالیانه دویست تومان از دولت وقت اجاره نموده اند .

«در سال 1268 ه ق که  میرزا جعفر خان مشیرالدوله به منظور حل اختلافات مرزی به حدود عراق سفر نموده به خانه حضرت شیخ رسول وارد شده و طبق اسناد موجود تأیید نموده که اکثر محلات مذکور (ازگله ، سرقلعه و جگیران) خالی از سکنه بوده و شیخ آنان را آباد ساخته است . مفاد این نامه مدتی بعد به وسیله حاکمان کرمانشاهان به اطلاع ناصرالدین شاه قاجار رسیده و شاه هم آن اراضی را برای شیخ مباح و بلاجمع قرار داده است» .(1)

که این خود نشانگر محبوبیت حضرت شیخ رسول (ره) در میان خاص و عام جامعه ی ایران آن زمان است .

حضرتش در سال 1271 ه ق از منطقه ی مرزی ازگله به دولت آباد روانسر مهاجرت فرمود و اراضی دولت آباد و شاینگان که مشتمل بر چند روستا است را خریداری نموده و در آنجا ساکن گردید و کما فی السابق به عمران و آبادانی منطقه و احداث مسجد و مدرسه علمیه تاریخی و تکیه ی قادریه ی دولت آباد که هر سه مزین به نام مبارک شیخ رسول دولت آباد می باشند اهتمام می ورزد .

چون متأسفانه در کتبی از افراد دیگری به عنوان مؤسس مدرسه علمیه دولت آباد روانسر نام برده شده لازم به ذکر این مطلب می دانم که تا آن زمان مدرسه علمیه ای در منطقه وجود نداشت و مدرسه علوم دینی دولت آباد اولین مدرسه ی منطقه بود و به دست مبارک حضرت شیخ رسول دولت آباد (ره) تأسیس شده است .

حضرت شیخ رسول دولت آباد رحمة الله علیه همچون سایر مرشدان اهل  طریق و سیر و سلوک که باید مرشدی اختیار کنند ، نزد شیخ قادر قازانقایه رحمة الله علیه تمسک نمود . البته به طور قطع ایشان نزد پدر بزرگوار خود یعنی شیخ مصطفی ابن حضرت ابوالاقطاب شیخ رسول سوله (شیخ رسول اول) هم طی طریق نموده اند اما چون نیت ایشان مانند سایر اولیاء الله و سالکان حقیقی قربتاً الی الله و دور از هرگونه تعصب بوده ، برای تکمیل مراحل سیر و سلوک تا رسیدن به مقام فنا فی الله ، مراحل نهایی را تحت تعلیم شیخ قادر قازانقایه گذرانده است . علاقه شیخ قادر به ایشان آنقدر بود که بسیاری از اوقات به سبب اینکه دختر شیخ قادر قازانقایه همسر شیخ رسول دولت آباد بود به آنجا سفر می نمود ، در باغی که اکنون نیز آثار آن باقی است ، مرید و مراد هر کدام به کشف کرامات یکدیگر می پرداختند و در آن مکان شیخ قادر شیخ رسول را فرمودند «کار تو نزد من تمام است» و این آخرین دیدار ایشان بود .

حضرت شیخ رسول دولت آباد از همان ابتدای ورود به خاک ایران همواره مورد احترام سادات ، علما ، بزرگان و اهالی منطقه بود و دستگاه ایشان همیشه با مدارس علوم دینی آمیخته که آن دستگاه علمی _ مذهبی ملجاء عموم بوده و شرح کرامات و مقامات آن حضرت زبانزد خاص و عام است .

حضرتش در میان عشایر و رؤسا و بزرگان نفوذ بسیار داشت و همواره کلامش در اتحاد ایلات و عشایر و رفع کدورت میان قبایل مختلف مؤثر بود . وی به شیوه ای مدبرانه مدرسه و مسجد را در کنار تکیه و خانقاه مدیریت و شریعت و طریقت را در کنار هم ترویج می فرمود .

قلمرو ارشاد شیخ از کردستان عراق تا آذربایجان ، از سنندج تا کامیاران و بیلوار تا دولت آباد از سویی و از سوی دیگر از جوانرود و ثلاث تا ازگله و سرقلعه و جگیران و دشت ذهاب تا کرمانشاه را در بر می گیرد .

وی عمر پر برکتش را در این راه سپری نمود تا اینکه در سال 1295 قمری به دیدار معبود شتافت و در همان دولت آبادی که جاودانگی و درخشندگی نامش به واسطه ی حضور حضرتش در آن منطقه است به خاک سپرده شد .

مقبره ی متبرکه اش زیارتگاه خاص و عام است و تصدی و تولیت آستان مبارکش به دست نوادگان آن حضرت می باشد .

۱. این پاراگراف برگرفته از کتاب تاریخ تصوف در کرمانشاه است

/ 5 نظر / 151 بازدید
سید حسن سیدزاده هاشمی

با سلام.قطعا شیخ رسول دولت آباد مرید شیخ قادرقازانقایه بوده وبس.و اگام در راه درویشی و عرفان گذاشتن مستلزم تمسک نزد پدر نبود بل پیران صاحب جذبه علاقمندان را بسوی خویش میکشیدند.درویشی فارغ از این تعصبات امروزی بوده و اساسا مسند داری ارثی نبوده است وچنانکه کسی جادار پدر گشته بواسطه سالها مجاهدت و شایستگی بوده و لاغیر .شیخ رسول قدس سره با مرشدش در محلی سنگ چین واقع در دشت مابین دولت آباد وشبانکاره چله کشی و ریاضت وعبادت کرده اند نه در باغ و این محل تا قبل از انقلاب باقی وچون نظر گاهی مقدس پاس داشته میشد واهالی منطقه آنرا(قازانقایه ) می نامیدند.2-ازگله ملک شخصی عبداله بیگ شرفبادینی بوده که آن را به حضرت شیخ رسول هبه نموده ونزد ایشان تمسک کرده است .عبدالله بیگ سرداری بزرگ ومرزدارایران بوده وهنگامی که ناصرالدین شاه به زیارت عتبات رفته همراه او میرود.در قصر شیرین جغدی بر خرابه ها بو بو میکند شاه گوید این چیست عبدالله بیگ؟قربن:در خرابابات شیرین آنچه بینی جغد نیست/روح فرهاد است آنجا پاسبانی میکند.شاه از این شعر اوقات خوش و او را خلعت میکند.عبدالله بیگ بزرگ جد سوم مادر بزرگ مادری بنده است .سرقلع و جیگیران تیول دولتی

سگ آستان مباركش

خسته نباشيد در عجبم چرا افرادي در طايفه اي از خيل سادات و خاندان مروج وطالب علم و مذهب در اجتماع امروزي وبراي جلب توجه عده اي هم مسلكاداي سخنوران را دراورده ومتاسفانه عامدا ويا نفهمانه باب سخن را در مورد شخصيتي بي مانند همچون حضرت شيخ رسول دولت اباد و مقايسه ان حضرت با بعضي خان والملك و شرفال مينمايند اقاي محترم بهتر ان است سر در لاك خود فرو بري وبابت اين همه نعمت كه از خوان ان حضرت بتو رسيده شاكر باش نه مانند ان ناشكري كه نان شيخ را ميخورد وگوسفند ديگري را بچرا ميبرد

mahan

کاک یاسر زور باش بوو..اگر عکس همراشون باشه خیلی خوبه تشکر.....

علی بیگلری

سلام دوست عزیرم زندگی نامه های مرحوم های حضرتشیخ حاج محمد هادی هاشمی و حضرت شیخ محمود هاشمی (تم تم) وشیخ محمد ذات نخور و عکسهای در مرقد شیخ رسول دولت اباد پیدا شد برایم میفرستی.

روح سرگردان

درود بر شما من 2 بار خواب سید محمد هاشمی را دیدم نه کردم ونه درویش در عجبم از این خوابها ...