نقد ناتمام (نقدی بر تاریخچه ی رادیو کردی کرمانشاه)

http://aataa.persiangig.com/image/hashemi.jpg زنده یاد استاد سید عبداللطیف هاشمی در حین اجرای برنامه ی زنده ی رادیویی ، استودیو پخش   رادیو کرمانشاه  نقد ناتمام نقدی بر تاریخچه ی رادیو کردی کرمانشاه (نوشته ی محمد کمانگر) به قلم مرحوم استاد سیدّ عبداللطیف هاشمی به نام خداوند جان و خرد

و با سلام

آنچه باعث شد تا بدینوسیله دقیقه ای چند از وقت گرانبهای شما خوانندگان گرامی را مصدّع شوم ، بیان چند نکته ای ضروریست در باره ی مطالبی که زیر عنوان (تاریخچه ی رادیو کُردی کرماشان و رادیو کردی) به قلم همکار و دوست ارجمندمآقای محمد کمانگر در چهار صفحه ی  (83 80) از نخستین شماره ی فصلنامه ی فارسی ـ کُردی (کوردستان) بهار سال 1380 چاپ و منتشر شده است .

 سخن آغازین ضرورتِ توجهی است که هر تاریخچه نویس و یا هر کسی که به تدوین تاریخ می پردازد (هر تاریخی) ، می باید به اهمیت ذاتیِ علم تاریخ داشته باشد و جهت ایجاداثری ارزشمند و مفید که همانا رساندن واقعیت ها و حقایق سرگذشتِ ! مورد نظر می باشد ، وسایل و اسباب درونی و بیرونی توفیق خود را در این کار وارسی نموده و بیازمایدسپس در هر جای کار نگارش دچار تردید شد ، بایستد و حتی یک گامِ کوتاه ، کوتاهتر از نوشتن یک جمله پیش نرود ، تا زمانی که اسباب یقین را مهیّا سازد ، آنگاه با اطمینان کاملراه را ادامه دهد .

پرهیز از بکارگیری حس (همچون خوش آمدن ها و خوش نیامدن های شخصی و یا موافقت یا عدم موافقت های شخصی) در نگارش تاریخچه های مختلف به همان اندازه نویسنده ی اینگونه مطالب را در بیان یاری می دهد که پرهیز از برخی ملاحظات عقلیِ ! بازهم شخصی . 

مسلماً هر نگارنده ای به هنگام ارائه ی تجربیّات و نظریّه های خود به طور نسبی هردو مورد (احساس و عقل) خود را به همراه دارد روبروست . مهم آن است که بتواند وظیفه ی خود را نسبت به بیان حقایق و فراز و فرودها و علّت و معلولها به خوبی و بی کم و کاست انجام دهد . معنا و هدف تاریچه نوشتن همان نیست که تلخیص تاریخ و حتی تاریخ مختصر (هر تاریخی) هر یک به گونه ای دارند . چه تلخیص تاریخ و تاریخ مختصر هریک به منظوری امّا از منابع و مأخذهای مفصّل و گوناگون برگرفته می شوند . در حالیکه تاریخچه به طور معمولِ بیشتر موارد ، مسائل و پدیده هایی را مورد بحث قرار می دهد که از نظر گذشت زمانو گذر از فراز و نشیب های حیات خود نسبتاً جدید و جوان به حساب می آیندو نگارش تاریخچه ، خود آغاز کار ، گام نخست و خشت اول است و می شود گفتدر آینده از همین تاریخچه ها به عنوان سند جهت تدوین تاریخ مفصّل و یا بخشی از آن بهره خواهند گرفت . به همین علّت هم که باشد سزاوار نیست کوچک شمردن        و یا بیهوده مهم جلوه دادنِ نا صوابی .

 نگاره اوّل به عنوان (تاریخچه ی رادیو کُردی کرماشان و رادیو کُردی) این انتظار را به وجود می آورد که مطلب جدای از شناساندن رادیو کُردی کرماشان ، بیانگر تاریخچه یرادیو کُردی در دنیا و یا حدّاقل در ایران باشد . امّا خواننده پس از خواندن همه ی مطالببه هیچ یک از انتظاراتش دست نمی یابد زیرا نه در باره ی تاریخ و چگونگی ایجاد رادیوی کُردی در دیگر کشورها اشاره رفته است و نه آنچه در باره ی رادیو کُردی در ایران آمده است کافی و کامل است .

 همه ی ما می دانیم که در عراق و حتّی در کشور عربی مصر به زمان مرحوم جمال عبدالنّاصر رادیوی کُردی فعال بوده است . در ایران نیز علاوه بر رادیویی که در تهران از سال 1325 به مدّت دو سال به گویش سنندجی پخش شده است ، در شهر سنندج هم مدّت ها قبل از گشایشرادیو ی کُردی در کرمانشاه و تهران (1339) رادیویی دایر بود که برنامه ی گوناگونیبه همان گویش سنندجی پخش می کرد و من که در آن زمان سالهای کودکی خویش را سپری می نمودم ، به خوبی بخش هایی از آن رادیو (رادیو سنه) را به یاد دارم .

 بعد از ایجاد رادیو کُردی کرماشان ، در مناطق دیگری همچون مریوان ، مهاباد و ارومیّه ، به گویشهای هه ورامی ، سورانی و کرمانجی رادیو هایی تأسیس و فعال شدند که جهتتعیین دقیق تاریخ تأسیس هریک نیاز به پژوهش و تأمل بیشتری است و بی گمان همکاران ما در مراکز سنندج ، مهاباد و ارومیّه اطلاعات دقیقی به دست می دهند .

 

 و امّا در باره ی رادیو کردی کرماشان و تهران و آنچه درباره ی پیدایش این دو رادیو آمده است ، نه ماجرای کودتای 1958 عبدالکریم قاسم در عراق و واژگونیِ نظامی سلطنتی در آنجاو بازگشت بارزانی و اقامت گزیدن در کاخ نوری سعید و نه طرح آن افسر جوان ! (سرهنگ عیسی پژمان) سنندجی را نمی توان به عنوان علّت اصلی ایجاد رادیوی کُردی پذیرفت . زیرا چنانچه پیشتر آمد قبل از اینکه در سال 1339 رادیوی کُردی در تهران و کرمانشاه دایر شود ، در شهر سنندج رادیوی کُردی دایر بود . موافقت یا مخالفت معینیان سرپرست اداره ی تبلیغات  آن زمان نیز جز چالش های درون سازمانی و حکومتی نبوده است . زیرا هم ساواکو هم اداره ی تبلیغات از زیرمجموعه های مهم نخست وزیری آن زمان بودندو شاید مخالفت معینیان با طرح ایجاد رادیوی کُردی در تهران و کرمانشاه ، تنها بدان سبب بوده باشد که از سوی یک سرهنگ ارتشی پیشنهاد و سپهبد تیمور بختیارپشتیبان آن بوده است . لذا می بینیم که معینیان وقتی با ایجاد رادیوی کُردی در تهران و کرمانشاه موافقت کرد ، طرح خود را ایجاد نمود (با استناد به نوشته ی آقای محمد کمانگر) .

 از جهتی نیز پخش برنامه های رادیو در کرمانشاه (چه فارسی ، چه کُردی) از آغاز از یک فرستنده ی بی سیم یک کیلو واتی متعلّق به ارتش صورت می گرفت و راست یا دروغ ، خیلی ها بر این پندار بودند که برنامه های‌ آن رادیو نیز تحت نظارت ارتش تولیدو پخش می گردد . من خود اعلام مکان های (به زبان کُردی) آن سالها را به یاد دارم که گفته می شد : (ئیزگه ی بی ته لی ئیرانه ، به شی کوردی) «ایستگاه بی سیم ایران است بخش کُردی» .

  پس نمی توان چنان رادیوی ضعیفی را (از نظر قدرت فرستنده) حربه ای در مقابلرادیوی کُردی عراق که در بغداد بود و خیلی هم قویتر بود پذیرفت .

به هر حال مسائل مزبور را می شود به گونه ای بخشی از علل و فراز و فرودهای راه توسعه  و گسترش رادیوی کُردی دانست و گرنه در راستای ایجاد رادیو و امروزه تلویزیون به زبان کُردی در ایران ، علّت و نیاز بس روشنتر از (نان شب) است . کُرد از دیرباز وقتی خواسته است      شدّت اهمیّت هر نیازی را یادآور شود آن را ضروری تر از نانِ شب بیان نموده و می گوید : (له نانی شه و واجب تره)

 چه علّتی بالاتر از اینکه زبان و سخن کُردی مهمترین و مؤثرترین وسیله ی ارتباط با میلیونهاانسان کُرد است . قومی که خشک ترین و متعصّب ترین اعضاء آن برخی وابستگی های زبانیو نژادی خود را با فارس و ایرانی و ایران هرگز از یاد نبرده و کتمان نکرده و نمی کنند .

 کُردی که در مدارس دینی (نه تنها در کُردستان ایران ، بلکه در اکثر بلاد) پس از ختم قرآن کریم  به فراگیری زبان فارسی و خواندن گلستان و بوستانِ سعدی و پرداخته است ، چرا می بایست و باید دارای قویترین شبکه های رادیویی و در این زمان تلویزیونی نباشد ؟ مصاحبه ای را دیدم ، مجری برنامه ای از تلویزیون کُردی «مِدیا» با خواننده ای از کردستان ایران    درباره ی سابقه ی فعالیتش گفتگو می گرد . وقتی خواننده گفت 26 سال پیش برنامه اشاز رادیو های کُردی ایران و تلویزیون تهران (فارسی) پخش شده است ، مجری در نهایت تعجب پرسید : مگر در ایران و تهران به زبان کُردی هم برنامه پخش می شد ؟!!! ما در استانبول اجازه ی سخن گفتن به زبان کردی هم نداشتیم ! راستی چرا باید فعالیّت رادیویی  و تلویزیونی چنان قوی نباشد که کُردی از آن بخش کُردستان تصورش چنان باشد ؟!

 نکته ی دیگر درباره ی بار سیاسی و بهره وری سیاسی رادیوی کُردی کرماشان است . رادیویی که بنا به استنادی که به کتاب «چپ در ایران به روایت ساواک» مدام تحت مراقبتچند نفر مأمور بوده است ، بدون تردید بار سیاسی ضعیفی هم نداشت . زیرا جدای از بخش های مختلف خبری که برگردانِ کُردی اخبار فرسی رادیو تهران بود ، به همان شیوه ، تفاسیر سیاسی هم از آن پخش می شد و علاوه بر آن در سالهای آغازین و تا چند سال بعد هم بیشتر نمایشهای رادیویی (همچون داستان شب) همانند برخی کارهای سینمای ایران ، آن سالها در حول و حوش انقلاب سفید و اصول آن بود .

اصولاً منطقی نیست اینکه رادیویی متعلّق به نظام و حکومتی باشد ، ولی به طور کلّی مستقلعمل کند و بهره ی سیاسی چندانی برای آن حکومت و نظام و کشور نداشته باشد .

به یاد دارم شعاری که در آغاز برنامه های کُردی همه روزه همچون آرم بخش کُردی از رادیو کرماشان پخش می شد ، با صدایی گرم و جذاب و بدین مضمون بود : «کُرد شرافتمند هر جا که هستی میهن خود ایران را از یاد مبر» . و حقیقتاً نیز این شعار بس مهمو در جذب و شکوفایی حس ایران دوستی موجود در مردم کُرد مؤثر بود .

 منهای برخی نمایشها و داستان شبهایی که اشاره شد و نسبت به بقیه درصد کمی را در کار نمایش تشکیل می داد ، با جرأت می توانم بگویم که کار داستان شب رادیوی کُردی گروه نمایش تهران که در کرمانشاه پخش می شد بی نظیر بود و هیچ ربطی هم به سیاست نظام و حکومت نداشت .

گروه نمایش که آقای محمد کمانگر فراموش کرده اند (در بخش یادها و نام ها) بنویسند ،مرحوم دکتر محمد صدیق مفتی زاده ، جمیل روژ بیانی ، و بعدها مرحوم سواره ی ایلخانی زاده نیز در آن به ایفای نقش می پرداختند . در این نمایشهای رادیویی علاوه بر زندگانی کریمان و جوانمردان کُرد و بهره گیری از داستانهایی که در واقع می توان به عنوان شاهکارهای فرهنگ و ادب کُردی شناخت ، همچون (لاس و خه زال) ، (خه ج و سیا مه ند) ، (مه م و زین) ، (سه یده وان) و ، از داستانهای فارسی و رمانها و نمایشنامه های برجسته ی غرب هم استفاده می شد . نکته ی قابل توجه و تحسین برانگیز این بود که افراد و عوامل برنامه ساز (نویسنده ، گوینده و) هرگز به انجام کارِ واحدی بسنده نمی کردند بلکه هریک در هر چند کاری که می دانستند استعداد انجامش را دارند صادقانه زحمت می کشیدند . کار اصلی مرحوم دکتر صدیق مفتی زاده زبان و ادبیّات کُردی بود (در رادیو) جمیل روژبیانی نویسنده ی برنامه های تاریخی جغرافیایی بود ولی زمانی که خواستند گروه نمایش راه بیفتد بازیگر هم شدند و این شیوه در کرمانشاه هم معمول بود . من خود در تابستان 1351 شمسی به عنوان بازیگر وارد گروه نمایش رادیو کُردی کرماشان شدم و اوّلین برنامه ای که در آن به ایفای نقش پرداختم برنامه ای بود به مدّت یک ساعت و نیم (90 دقیقه) که اسعد سراج الدّینی آنرا می نوشت و با همسرش پروین مشیر وزیری آنرا اجرا می کردند و خود نیز با دیگر بازیگران به اجرای نقش می پرداخت . این برنامه (به زمی هه ینی) عصر روزهای سه شنبه با حضور عدّه ی زیادی تماشاچیضبط می شد و عصر روزهای آدینه پخش می شد . 

یکی از نمایشنامه هایی که در آن برنامه اجرا نمودم نوشته ی خودم بود و نویسنده ی اصلی برنامه پذیرفت که در برنامه اش اجرا شود . نقش اصلی و عمده ی نمایش را نیز خودش اجرا کرد . من و آقای سلام ایزدی هم که با من وارد گروه نمایش شده و به رادیو آمده بودو خانم میدیا زندی نقشهای دیگر را عهده دار شدیم . هرگز فراموش نمی کنم که من نقش خود را بَد اجرا کردم و بعد از برنامه بود که متوجه شدم واقعاً کارم خوب نبوده است . ماه رمضان بود و من هم روزه ، آقای کمانگر که مسئول بخش کُردی رادیو کرماشان بود متوجه شد که من روزه ام دو سه بار گفت : پس فلانی روزه بود . خواست بدین گونهبه همکاران بفهماند ضعف من از بی استعدادی نیست . بعد از مدّتی (کمتر از سه ماه) نویسندگی  و اجرای (گویندگی) دو برنامه ی نیم ساعته ی جوانان در هفته را به عهده گرفتم .

اندکی بعد کار تهیّه ی برنامه ی داستان شب در رادیو کُردی کرماشان شروع شد و اوّلین کار ،   یک داستان شش قسمتی بود به نظرم بنام (سیروان) نوشته ی سراج الدّینی .

این نمایش هم از آن نمایشهای مناسبتی بود . چند داستان دیگر هم (کمتر از شمار انگشتان یک دست) در رادیو کرماشان تهیّه و پخش شد و دیگر ادامه نیافت .

بعد از حدود یک سال کار در رادیو در سال 1352 نویسندگی و اجرای تمامی برنامه ی (به زمی هه ینی) به من واگذار شد که ابتدا با پروین مشیر وزیری و بعد از انتقال ایشان به سنندج با میدیا زندی آنرا اجرا می کردیم تا 19 آبان 1353که من به خدمت سربازی اعزام شدم .

چند روزی از دوره ی چهار ماهه ی آموزشی گذشته بود که نامه ای از مرحوم استاد سیّد محمد طاهر هاشمی به دستم رسید که در آن نوشته بودند که با آقای کمانگر (مسئول رادیو کُردی) صحبت کرده اند برنامه ها را در اهواز بنویس و بفرست   سپس نامه ای از شخص آقای کمانگر به دستم رسید که نیمی از برنامه های آدینهو یک برنامه ی جوانان در هفته بنویس و بفرست تا بعد که به کرمانشاه منتقل شدی ، اجرای برنامه ها را نیز خودت انجام بدهی (عین نامه موجود است) .

آری که من به خدمت سربازی فراخوانده شدم ، گروه یکی دو نفر دیگر را پذیفته بود ،محمد مستوفی را به یاد دارم در آن زمان در بایگانی دادگستری کرمانشاه استخدام شده بود و ضمناً دوره ی دبیرستان را می گذراند . تا سال 57 هفته ای من و هفته ای ایشان عهده دار آن برنامه بودیم . ناگفته نماند که پس از پایان خدمت سربازی نویسندگی و گویندگی برنامه ای 90 دقیقه ای بنام (سروه ی بیان) به اینجانب ارجاع شد که همه روزه به طور زنده از ساعت َ30/7 تا 9 بامداد پخش می شد (جز روزهای جمعه و تعطیل که قبلاً ضبط می شد) .

راجع به برنامه های ادبی بخش کُردی رادیو کرماشان ، این بخش از همان آغاز کار رادیو کرماشان مورد توجه شنوندگان بود به ویژه خوب هم اجرا می شد . چه (باغچه ی گولان) چه کاروان شعر و موسیقی شکراله بابان و حسام الدّین امین و سیّد عزیز علوی (به گویش کِرمانجی) ، امّا شیوه ی کار غالباً خواندن چند قطعه شعر و پخش چند ترانه (گورانی) در فواصل برنامه بود ، گاهی اشاره ای به سرگذشت شاعران کُرد می شد . 

 آنچه باعث تحوّل شگرف در بخش ادبیّات کُردی این رادیو شد ، ورود و آغاز فعّالیتاستاد علامه مرحوم سیّد محمد طاهر هاشمی بود که علاوه بر انتخاب اشعار نغز و برگزیده ی شعرای کُرد و ارائه ی آن در برنامه ها ، برای اوّلین بار به نوشتن و ارائه یقطعات زیبای نثر کُردی به شیوه ای بسیار بدیع و دلپذیر و مؤثر در رواج نثر نویسیو قطعات ادبی غیر شعری ! در این رادیو همّت گماشت .

کاری که تا آن زمان (1351) هرگز صورت نگرفته بود و اگر هم از مطالبی گفتاری و غیر شعری در برخی برنامه های ادبیقبل از فعّالیت ایشان در رادیو استفاده می شد برگرفته از آثار و نوشته های دیگران بود ، همچون تاریخ ادبیّات کُرد مرحوم علاء الدّین سجادی و مستقل و کار خود نویسنده ی برنامه ! نبود .

درباره ی کارهای مرحوم استاد سیّد محمّد طاهر هاشمی چه (هه وارگه ی دلان) چه (گولزاری ئه ده ب) بهترین قاضی و داوران همانا ادبا و سخنوران و شنوندگانبرنامه های ایشان بوده و هستند .

ناگفته نماند این سخنور بزرگ ، برنامه ای نیز به زبان فارسی برای بخش فارسی رادیو کرمانشاهمی نوشتند (فارسی سرایان کُرد) که آن برنامه هم در نوع خود بی نظیر بود . بعد از پیروزیانقلاب اسلامی و به ویژه از سال 1359 ، اجرا و گویندگی برنامه های ادبی ، عرفانی ، مذهبی و تاریخی به خواسته ی خود ایشان ، عبداللطیف هاشمی بود (حقیر) و نامه هاییکه به پیوست برنامه هایشان مرقوم می داشتند موجود و محفوظ مانده اند .

این نکته نیز ضروریست بیان شود که خود ایشان با صدای گیرا و اجرای درست و اصیلیکه داشتند ، همواره بهترین مُجری نوشته های خود بودند که متأسفانه کهولت و بیماری توان گویندگی و اجرای برنامه ها را از وی گرفت .

مسئله ی جالب توجه و تحسین برانگیز در کارهای این شاعر و نویسنده ی توانا این است که  سالها همه روزه یک برنامه ی 30 دقیقه ای از ایشان پخش می شد . هرگز مشاهده نشد کهفزونی کار چیزی از کیفیت بالای برنامه هایش بکاهد .

برنامه ی ادبی مرحوم سواره ی ایلخانی زاده (تاپو و بومه لیل) هم نثر زیبا و ویژه ای داشت ،  امّا وسعت کار این برنامه به هفته ای یک برنامه ی 15 دقیقه ای محدود بود .سواره صدای گرم و دلپذیری در اجرای برنامه هایش (چه

/ 5 نظر / 68 بازدید
فرهاد صفایی

مرده آن است که نامش به نکویی نبرند.... خداوند روحشان را شاد کند

فازڵ

سلاو ماندوو نەبن ھەر زیندوو بێ ناویان و سپاس لە وەش

که‌مال ره‌ئووف

برا کاک یاسر هاشمی سڵاوی خوداتان لی بێت...برا به‌نده‌ به‌ رێکه‌وت ئادره‌س و نێو نێشانتم پی زانی و ئه و‌ گوتاره‌ له‌مه‌ڕ (رادیو کرماشان) سه‌رنجی ڕاکێشام..به‌نده‌ وه‌ک باحثیکی کورد و هۆڵاند نشینم چه‌ند ساڵه‌ خه‌ریکی نووسینی (مێژووی ڕادیۆ کوردییێکان)م و گه‌لێ مه‌منوونم ده‌که‌یت که‌ جه‌ زانینیک یا فۆتۆگرافێکتان یا ده‌نگی به‌رنامه‌ بێژێکتان چنگ ده‌که‌وێت که‌ره‌م بکه‌ن به‌ ئینترنێتدا بۆم بنێرن و منیش له‌ کتیبه‌که‌مدا سوپاس گوزارتان ده‌بم. ئاره‌زوو ده‌که‌م بزانن خۆم-69 ساڵم-کارمه‌ندی کۆنی رادیۆ کوردیی به‌غداد بووم.خودا سه‌لامه‌تتان بکات و ئه‌م جه‌ژنی ره‌مازانه‌شتان لێ پیرۆز. که‌مال ره‌ئووف

وحید شلتوکی

سلام یاسر عزیز وبلاگ زیبایی دارید موفق باشید

مجید

روحش شاد ، دست شما درد نکنه ، بنده خود سالها شاهد فعالیت آن مرحوم بودم ، حقا که رادیو کردی کرمانشاه مدیون تلاشهای ایشان بوده ، همیشه درّ گرانبها در دل صدف پنهان است و خاک کم بها بر زبر زمین عیان . هنوز هم بسیاری آنگونه که شایسته است زحمات ایشان را ندانسته و ارج ننهاده اند ، امیدوارم شما شخصیت وی را بیشتر به همگان معرفی کنید ، یادش گرامی